شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتگویت در تبسم می‌کند شکر در آبخورده بس لعل لبانت غوطه چون گوهر در آب
۲
اصل معنی یافت چون عارف ز خط عارضتاز بغل آورد بیرون ریخت صد دفتر در آب
۳
دل چو در خون می‌نشیند شوقش افزون می‌شودمرغ آبی می‌زند از شوق آری پر در آب
۴
طرفه دریاییست عشق دوست کز هر موجه‌ایصد خطر رو می‌دهد تا افکنی لنگر در آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth