شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۲ - فی الکساء

تتمة

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا عقل نخستین زد در زیر کساء قدمدر پرده تجلی کرد ناموس جمال قِدم
۲
چون شاهد هستی را بی پرده شهود نبوددر پرده فروزان شد آن شمع دل عالم
۳
معراج نبوت بود تا خلوت او أدنیکان پرده بخود بالید از زینت آن مقدم
۴
آن لؤلؤ لالا شد اندر صدف امکانآن دُرّه والا شد در بوتۀ کان کرم
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth