خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۱۹ - مطایبه
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پدرش گفته که با من ننشیند پسرشمُردَم از غصّه خدا مرگ دهد بر پدرش
۲
گر بمیرد پدرش جایِ غم و ماتم نیستزنده ام من، بنوازم ز پدر خوبترش
۳
لَله را نیز اگر دست به سر میکردمخوب میشد که کشم دست اُبُوَّت به سرش
۴
بعدِ مرگِ پدرش کارِ لَله آسانستبه دهن کوبم اگر حرف زند مشتِ زرش
صفحهٔ ۱ از ۴