خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۲۰ - در مدح امیر نظام
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که را با سرِ زلفِ سیه افتد کارشچون سیه کاران آشفته بود بازارش
۲
دی ز کف برد دلم دلبر کی کز درِ حسنسِجده آرند بتانِ چِگِل و فَرخارش
۳
واعظ ار بیند یک بار دو چشمِ سیهشوعظ یکسو نهد ، از عشق رود گفتارش
۴
مفتی ار بیند خالِ لبِ لعلش ، یکسرز کف اندازد تسبیح و زِ سر دستارش
صفحهٔ ۱ از ۵