خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۱۳
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز یاران آن قَدر بد دیدهام کز یار میترسمبه بیکاری چنان خو کردهام کز کار میترسم
۲
شاپوییها خطرناکند و ترسیدن از آن واجبولی با این خطرناکی من از دستار میترسم
۳
نه از مار و نه از کژدم نه زین پیمانشکن مردماز آن شاهنشهِ بیدینِ خلقآزار میترسم
۴
نمیترسم نه از مار و نه از شیطان نه از جادوغم خود را به یک سو هشته از غمخوار میترسم
صفحهٔ ۱ از ۲