خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۳ - مکاتبۀ منظوم
مثنویها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به یکی از دوستان مُتَشاعر مُتِذَوِّق خود که معهود بود بیاید و دیر کرده بود این سه بیت را بدیهة نوشتم :
۲
من که مُردم ز انتظارت ای فقیرپس چرا دیر آیی امشب ای امیر
۳
قدر وقت دوستانت را بدانهفت و نیم است ای جوان پهلوان
۴
انتظار است انتظار است انتظارچیست دانی بدتر از مرگ ای نگار
صفحهٔ ۱ از ۱۹