شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۵۰ - یادگار یک صباح خماری!

غزل‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیشب خرابی میم از حصر و حد گذشتاین سیل کوه ساز خم آمد ز سد گذشت
۲
گفتم حساب جام‌شماری به دست کیستساقی جواب گفت چه پرسی ز صد گذشت
۳
قدم خمیده شد چو کمان تا که دیده دیدهمچون مه چهارده آن سرو قد گذشت
۴
با یار صحبت از گله‌های گذشته بودآمد رقیب و دید نماند از حسد گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth