خلوتی با نظامی
بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خسرو دید کآن خواری بر او رفتبه کار خویشتن لَختی فرو رفت
۲
درستش شد که هرچ او کرد، بد کردپدر پاداش او بر جای خود کرد
۳
به سر بر زد ز دست خویشتن دستو زان غم ساعتی از پای ننشست
۴
شفیع انگیخت پیران کهُن راکه نزد شه برند آن سرو بُن را
صفحهٔ ۱ از ۷