خلوتی با نظامی
بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آمد زلف شب در عطر ساییبه تاریکی فرو شد روشنایی
۲
برون آمد ز پرده، سِحرسازیششاندازی به جای شیشهبازی
۳
به طاعتخانه شد خسرو کمر بستنیایش کرد یزدان را و بنشست
۴
به برخورداری آمد خواب نوشینکه بر ناخورده بود از خواب دوشین
صفحهٔ ۱ از ۵