شعر را زندگی کن
خلوتی با نظامی

بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز

خسرو و شیرین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ندیمی خاص بودش نام «شاپور»جهان گشته ز مغرب تا لهاوُر
۲
ز نقاشی به مانی مژده دادهبه رسامی در اقلیدس گشاده
۳
قلم‌زنْ چابکی، صورت‌گری چُستکه بی‌کِلک از خیالش نقش می‌رُست
۴
چنان در لطف بودش آب‌دستیکه بر آب از لطافت نقش بستی
صفحهٔ ۱ از ۲۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth