شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدل کردم به مستی عاقبت زهد ریایی رارسانیدم به آب از یمن می بنیاد تقوی را
۲
ز سینه این دل بی‌معرفت را می‌کنم بیرونچرا بیهوده گیرم در بغل مینای خالی را
۳
تعلق نیست با جان گر نیفشانده به پای اومن بیدل نمی‌فهمم تکلف‌ های رسمی را
۴
گذشتن از جهان ناید به پای همت هر کسنباشد هیچ معجز بهتر از تجرید عیسی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth