خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آتش ار فکنم تخم مهربانی رادهم به تربیتش آب زندگانی را
۲
به دوستی که گرَم دسترس به جان باشدبه مزد کینه دهم دشمنان جانی را
۳
حنای عیش جهان چون شفق نمیمانددلا ز دست مده اشک ارغوانی را
۴
تعلقم به حیات است وقت پیری بیشکه مفت باختهام موسم جوانی را
صفحهٔ ۱ از ۳