شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز تیغش چاک شد دل، چون نهان سازم غم او را؟گریبان پاره شد گل را، کجا پنهان کند بو را؟
۲
سپهر دون در فیض آنچنان بسته است از عالمکه سیلاب بهاری تر نمی‌سازد لب جو را
۳
سخن در هر زبان بی‌زحمت تعلیم می‌گویداگر طوطی ببیند یک ره آن چشم سخنگو را
۴
به کنج گلخنم، نه بستری باشد، نه بالینیچو خاکستر به اخگر می‌نهم پیوسته پهلو را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth