شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به‌غیر خانهٔ زنجیر و دیدهٔ تَرِ ماکدام خانه که ویران نگشت بر سر ما؟
۲
به‌حیرتم که خبر چون به سنگ حادثه رفتکه صلح کرد می مدعا به ساغر ما
۳
ز گرمی تب ما تا شود طبیب آگهکفی سپند فشاند به روی بستر ما
۴
به سینه صافی و روی گشاده چون ما نیستمگیر آینه گو خویش را برابر ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth