شعر را زندگی کن
خلوتی با نظامی

بخش ۱۷ - پند دادن پدر مجنون را

لیلی و مجنون

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون دید پدر به حال فرزندآهی بزد و عمامه بفکند
۲
نالید چو مرغ صبحگاهیروزش چو شبی شد از سیاهی
۳
گفت ای ورق شکنج دیدهچون دفتر گل ورق دریده
۴
ای شیفته چند بیقراری‌؟وی سوخته چند خامکاری‌؟
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth