خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برابر طور عشق ای دل ببین نور تجلی راکه تا بیخود شوی از خود بدانی طور و موسی را
۲
مرا دعوت مکن واعظ بحوران از قصور خودکه ما دیدار میخواهیم نه دنیا(و) نه عقبی را
۳
ترا گردیده مجنون نباشد کی توانی دیدشعاع پرتو حسن جهان افروز لیلی را
۴
نداری دیده معنی، ندیدی زان، مه رویشز حسن صورت یوسف نباشد بهره اعمی را
صفحهٔ ۱ از ۲