شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پرتو جمال تو نورالیقین ماگیسوی عنبرین تو حبل المتین ما
۲
افسون غمزه تو دلم را ز ره ببردچشمت برهزنی شده سحر مبین ما
۳
ز ابرو و غمزه چشم تو چون ترک فتنه جوتیر و کمان گرفته بود در کمین ما
۴
جانا ز زلف سرکش خونریز بازجوکز بهر چیست بسته میانرا به کین ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth