خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بدیدار تو روشن دیده گریان مامحنت عشقت دوای درد بی درمان ما
۲
خانه دل پاک کردم از غبار غیر یارتا مگر نقش رخش گردد دمی مهمان ما
۳
خاک گشتم در هوای لعل چون آب حیاتکم نشد از دل زمانی آتش سوزان ما
۴
خون دل خواهد که ریزد غمزه تولیک شدآب حیوان لب لعلت بلای جان ما
صفحهٔ ۱ از ۲