خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقیم و مست صهبای لقااز خودی بیگانه با حق آشنا
۲
در شعاع آفتاب روی اونیست گشته هست گشته بارها
۳
نوش کرده باده جام فنایافته از هستی باقی بقا
۴
نیست گشته از من و مایی تمامدیده خود را عالم بی منتها
صفحهٔ ۱ از ۳