شعر را زندگی کن
خلوتی با خالد نقشبندی

غزل شماره ۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم استشادیم بی گل روی تو همه درد و غم است
۲
داب ارباب محبت نبود آسایشلذت عاشق دل سوخته اندر الم است
۳
به امید سر خود پای منه در ره عشقکه در این مرحله سر باختن اول قدم است
۴
گردن شیشه می گیر و سفالینه جاماگرت آرزوی تاج کی و جام جم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth