خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرسلاله زاری است پر از لاله عذاری که مپرس
۲
گشته جان صید بت تازه شکاری که مگویشده دل بسته فتراک سواری که مپرس
۳
تا غبار فتن انگیخته در دور قمراز خطش ره به دل آورده غباری که مپرس
۴
تا برون شد به سفر می کشد از قطره اشکخون دل دم به دم از از دیده قطاری که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۲