خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل پراکنده شد از یاد دلارامی بازلاله وش شد جگر، از داغ گل اندامی باز
۲
داده ام جان به خیال لب شور انگیزیدل ربوده ز کفم شیفته بادامی باز
۳
شکرین خنده بتی برده به غارت دینمکرده در رهگذر هر نگهی دامی باز
۴
هر دم از بهر خدا، باد صبا از سر لطفبرسانش ز من دلشده پیغامی باز
صفحهٔ ۱ از ۲