خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سودای خود ار خطی به کلک شوق بنشانمدو صد مجنون کند مشق جنون اندر دبستانم
۲
بگیرد شب پره خورشید را چون آشبان در براگر یک شمه از دل تیرگی غم بر افشانم
۳
گرفتارم به دام دیلمی خوی ستمکاریرباید دین و دل از مردم و گوید مسلمانم
۴
ندانم در چه کارم چیستم؟ کز حسن بیدادشگهی چون گل به خنده، گاه چون بلبل در افغانم
صفحهٔ ۱ از ۲