خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه دولت بود یارب دوش من در خواب میدیدمکه نخل مدعا را پر بر و شاداب میدیدم
۲
سکندر بهر آب زندگی ظلمت برید و منبه تاریکی شب سرچشمه آن آب میدیدم
۳
نگه مل، چهره گل، خط سنبل و قد سرو و لب شکرمژه نشتروَش و کاکل چو مشک ناب میدیدم
۴
قیامت مینمود از قامت و میگفت قدقامتبه روی خویشتن حیران شده محراب میدیدم
صفحهٔ ۱ از ۳