شعر را زندگی کن
خلوتی با خالد نقشبندی

غزل شماره ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشتر فولاد یا مژگان دلدار است ایننشات می یا نگاه چشم بیمار است این
۲
ژاله بر گل یا خوی خجلت ز شرم روی دوستیا عرق بر جبهه شوخ ستمکار است این
۳
کلک مانی ریخت بر برگ سمن مشک ختنیا خط نو سرزده از روی دلدار است این
۴
شمس خاور بر سر سروسهی بگرفت جاییا بلا یا خود همین بالا و رخسار است این
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth