خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خسروی دارم که کرده درگه مهمیز اولشگر جانها لگد کوب سم شبدیز او
۲
چون نهد بر هم لب نازک، توان دیدن چو درعقد دندانها عیان از لعل قند آمیز او
۳
گر کشد بر برگ گل مانی ز مشک تر رقمکی کشد تصویر روی و خط عنبر بیز او
۴
در پس آئینه بتوان دید رویش را ز بسرخنه ها افتد در او از غمزه خونریز او
صفحهٔ ۱ از ۲