شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان باهو

شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای عشقِ جان‌سوزان که من خود را به تو سوزماگر سوزی وگرنه من یقین خود را به تو سوزم
۲
خس و خاشاک می‌سوزی درون خویش می‌جوشیکنون ما را شدی روزی بیا خود را به تو سوزم
۳
مکان خود لامکان دارم ز زندان غم بسی دارمکنون روی به حق آرم بیا خود را به تو سوزم
۴
بدم مردان سُخن گویم، جمال یار می‌جویمهوالحق را به حق جویم، بیا خود را به تو سوزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth