خلوتی با سلطان باهو
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به هردم از غمش هیها ولی یاریست بیپرواهندارم غیر او ماوی، ولی یاریست بیپرواه
۲
ز عشق آن پری سوزم، درون خویش میجوشمتبه شد کار امروزم، ولی یاریست بیپرواه
۳
به عقل خویش معقولم، به نزد خلق مجنونمنشانهوار این جانم، ولی یاریست بیپرواه
۴
طریق عشق میدانم، ز درد اوراق میخوانمبه رخ دلدار مفتونم، ولی یاریست بیپرواه
صفحهٔ ۱ از ۲