شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ستهر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصل‌ست
۲
یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دل‌ستبامدادان روی او دیدن صباح مقبل‌ست
۳
آن که در چاه زنخدانش دل بیچارگانچون ملک محبوس در زندان چاه بابل‌ست
۴
پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمیباز می‌گویم که هر دعوی که کردم باطل‌ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth