خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وای ای دوست که بیوصل تو عیشم خوش نیستچون بود خوش که مرا آن دورخ مهوش نیست
۲
بر رخت آتشی از عشق برافروخته اندکیست کش از پی دل نعل درین آتش نیست
۳
چه کند ماه که درششدرحسن از تو بماندکه همه نقش مه و پروین بیش از شش نیست
۴
بهر یکبوسه که جان داده ام آنرا ببهااینهمه ناخوشی انصاف بده هم خوش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲