شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی مه روی تو چشمم همچو ابربهمنستبی شب زلف تو رازم همچو روز روشنست
۲
نرگست از غالیه صدتیر دارد در کمانلاجرم گلبرگ تو در زیر مشکین جوشنست
۳
زلف را گو پای بازی بر گل و سوسن مکنکِت ازین بازیچه خون صد چو من در گردنست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth