شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما رهرو فقریم و فنا راهبر مابی خویشتنی کو که شود همسفر ما
۲
ای آنکه ز خود با خبری در سفر عشقزنهار نیائی که نیابی خبر ما
۳
در کار دلم پای منه باک ز جان کنکاین خانه بود فرش ز خون جگر ما
۴
در کشور فقر آمده مهمان فنائیملخت جگر و پاره دل ماحضر ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth