خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز دل را دست جان آمد به دستطره آن دلستان آمد به دست
۲
آن سر زلف سیاه دلفریببا هزاران داستان آمد به دست
۳
آنچه از آبادی دین شد خرابدر خرابات مغان آمد به دست
۴
گرچه دل ویرانه شد از عشق دوستلیک گنج شایگان آمد به دست
صفحهٔ ۱ از ۵