خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من مبتلای عشق و دلم دردمند توستاز پای تا سرم همه صید کمند توست
۲
زلف بلند توست که افتاده تا به ساقیا ساق فتنه از سر زلف بلند تست
۳
ای شهسوار عرصه سرمد، رکاب زنملک وجود، نعل بهای سمند توست
۴
طی طریق، یار نکردست غیر یاراین دُرّ شاهوار، به گوشم ز پند توست
صفحهٔ ۱ از ۴