خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شد دل من معتکف دار حقیقتپی برد درین دار باسرار حقیقت
۲
بر گرمی بازار من آتش زدو افزوداز آتش من گرمی بازار حقیقت
۳
در دیده پندار زنم خار که بشکفتاز باغ حقیقت گل بیخار حقیقت
۴
بی نقطه و بی خط نبود دایره موجوددل نقطه و هستی خط پرگار حقیقت
صفحهٔ ۱ از ۴