خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۲۰ - فی مراتب القلبیه و التجرد عن عوالم الناسوتیه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آتش عشق ای دل نوانمای آفت جسم ای بلای جانم
۲
از دست تو با جان دردمندمدرشست تو با جان ناتوانم
۳
ای شعله بی دود مشعل دلدود از تو برآمد زد و دمانم
۴
ای آتش کانون سینه مناز پوست رسیدی باستخوانم
صفحهٔ ۱ از ۱۹