→ دیوان اشعارصفای اصفهانی
صفای اصفهانی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - قصیدهدیماه دم سپیده و سرما←شمارهٔ ۲ - فی المعارف والحکمدرهم شکست زلف چلیپا را←شمارهٔ ۳ - در منقبت شاه اولیاء حضرت علی بن ابیطالب علیه السلامدیدم شکسته طره مشکین را←شمارهٔ ۴ - فی المعارف و الحکمکسیکه خلق هدایش دهد هوای خدا←شمارهٔ ۵ - فی المعرفه و الحکمه و الموعظهشب گذشته مرا دست عشق نصرت یاب←شمارهٔ ۶ - فی الحکم و المعارفجز دل عارف شجر نور نیست←شمارهٔ ۷ - در منقبت حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا علیه السلامامروز باز گیتی در نشو و در نماست←شمارهٔ ۸ - وله ایضاشب قدر ما آنزلف چنو شام سیاست←شمارهٔ ۹ - وله ایضافارس فحل منم حکمت یکران منست←شمارهٔ ۱۰ - وله ایضابگل سوری ماند رخ آن ترک پسر←شمارهٔ ۱۱ - بهاریه در مدح حضرت شاه اولیاء علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیهمرا ای هوای بهار معطر←شمارهٔ ۱۲ - در نعت و مدح حضرت ختمی مرتبت رسول اکرمبلاله ماند آن گونه چو باغ بهار←شمارهٔ ۱۳ - در منقبت حضرت حجه عصر عجل الله تعالی فرجهآن زلف باز دولت خورشید زیر بالش←شمارهٔ ۱۴ - در مدح قطب الهدایه و محیط الولایه احمد مرسلمرا دل عرش یزدانست و من اجری خور خوانش←شمارهٔ ۱۵ - در تهنیت عید مولود ناصر الدینشاهیکی مراست به مشکوی از سعادت حال←شمارهٔ ۱۶ - در نکوهش و مذمت دنیا و اهل آن و معارف و حکم در حالت ضعف و ناتوانی فرموده استبگرفت باز درد گریبانم←شمارهٔ ۱۷ - و من رشحات افکارهما زمره فقرا از روز در تعبیم←شمارهٔ ۱۸ - من مکنونات سره و فواتح افکاره و نعت حضرت ثامن الحجج ارواحنا فداهای چرخ گرد گرد مکش زارم←شمارهٔ ۱۹ - فی کمالات النفسانیه و مراتب الانسانیهوحدت جمعم نه لامکان نه مکانم←شمارهٔ ۲۰ - فی مراتب القلبیه و التجرد عن عوالم الناسوتیهای آتش عشق ای دل نوانم←شمارهٔ ۲۱ - فی الحکمه والموعظهمراست عمری چون آفتاب بر لب بام←شمارهٔ ۲۲ - وله ایضاای دل ار آگهی از مسلک صاحب نظران←شمارهٔ ۲۳ - فی التغزلای مشک تو در چین و در شکن←شمارهٔ ۲۴ - در حکمت و موعظه و نکوهش اهل دنیا فرموده استبیان حکمت الصوم لیست سر سخن←شمارهٔ ۲۵ - در حکم و معارف و موعظه و نصایح و نعت حضرت ثامن الائمه صلوات الله و سلامه علیهباید ار میخواهی ایدل همدم جانان شدن←شمارهٔ ۲۶ - در حکم و معارف و مواعظمرد که بر کند دل ز صحبت نادان←شمارهٔ ۲۷ - در حکم و معارف و نعت قطب اولیاء حضرت علی بن ابیطالب علیه الصلوه و السلامایدل ار خواهی بسر آهنگ افسر داشتن←شمارهٔ ۲۸ - وله ایضاایکه خواهی در ولایت شهر یاری داشتن←شمارهٔ ۲۹ - فی الحکم والمعارفمرد که بر کند دل ز آرزوی تن←شمارهٔ ۳۰ - در شکوه از قطع مستمری خود و نکوهش ظلم گویداز پی تشکیل حل ز عقد خراسان←شمارهٔ ۳۱ - در معرفت و حکم و منقبت شاه اولیاء علی مرتضی صلواه الله والسلامه علیه گویدآمد دم سپید دم آن ماه لشکری←