خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۲۲ - وله ایضا
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ار آگهی از مسلک صاحب نظرانعقل سد ره عشقست مکن تکیه بران
۲
بی خبر پای منه ایدل بیدانش وهوشخبر ار خواهی در دستگه بی خبران
۳
عقل در سیر حقیقت نبود محرم رازتو که پائی چه خبر داری از سر سران
۴
باده عشق بکش بار گران راه درازاشتر مست نیندیشد از بار گران
صفحهٔ ۱ از ۱۲