خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۳۶ - خبردار شدن هیتال شاه از بند پاره کردن شهریار و بدر رفتن گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشیدند صف چار لشکر چنیندوتا از یسار و دو تا از یمین
۲
که آمد خبر پیش هیتال شاهکه بگریخت از بند او نیکخواه
۳
همه بند زندان به هم درشکستمرآن شیر دیوانه از بند جست
۴
چو هیتال بشنید آمد به خشمبرآشفت از آن کار و شد تیره چشم
صفحهٔ ۱ از ۱۸