خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۳۷ - بردن شهریار شنگاوه را به پیش ارژنگ شاه گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببردش کشا(ن) پیش ارژنگ شاهچنان خسته و بسته ز آوردگاه
۲
چو از دور ارژنگ شاه سواربدید آن رخ نامور شهریار
۳
فرود آمد از پشت پیل دمانبشد پیش آن نامور پهلوان
۴
بغل برگشود و گرفتش ببرببوسید یل را رو آن چشم و سر
صفحهٔ ۱ از ۱۳