شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۷۴ - رزم زنگی زوش با لشکر سرخ پوش نقابدار گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فرود آمد آنگه یل دیوبندبرآمد دم نای هندی بلند
۲
شد آگه از آن سرخ پوش سوارکه آمد ز پس نامور شهریار
۳
بشد در شگفت آن یل نامورهمی لب گزید و بجنباند سر
۴
که چل روز رفت و بیامد چنینمراین نامور یل ز مغرب زمین
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth