خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزارشکوفه بر فلک افکند از طرب دستار
۲
گذشت آن که چنان گرم بود مجمر باغکه سوختی شررش چون سپند جان هزار
۳
رسید اینک فصلی که وقت آمدنشز بیم خشک کند پوست بر تن اشجار
۴
رسید فصلی کز بیم حمله ی سرمانخیزد از سر آتش به ضرب چون شرار
صفحهٔ ۱ از ۳