خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۲۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبس که یافت دلم لذت گرفتاریبه دام افتد اگر صد رهش برون آری
۲
به جای خون همه درد و بلا ازو بچکداگر دل من سرگشته راه بیفشاری
۳
سیاه گردد روز جهانیان چون شباگر ز چهره ی بختم نقاب برداری
۴
نه برق باشد کز رشک چشم گریانمفتاده آتش در جان ابراز آری
صفحهٔ ۱ از ۲