شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز از انجمن آن انجمن آرا برخواستآنچنان خواست که فریاد زدلها برخواست
۲
خبر چشم تر ما که رسانید به ابرکه به تعجیل تمام از سر دریا برخواست
۳
وعده وصل به فردای قیامت شده بودگریه کردم که قیامت به تماشا برخواست
۴
وقت خون ریختنم شد به چه موقوف کنیکشتنی که نمی بایدت از جابر خواست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth