خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک نظر دیدم و دل با نیش مژگان خوگرفتیک تبسم کرد و سر با ترک سامان خوگرفت
۲
آرزو دارم که جان در پایش افشانم، ولیترسم از تنهایی دردش که با جان خو گرفت
۳
پیرهن پنهان درم دانم زهم دور افکندگر فلک داند که دستم با گریبان خوگرفت
۴
گریه لازم نیست اظهار محبت را ولیعشق در روز ازل با چشم گریان خوگرفت
صفحهٔ ۱ از ۱