شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفیدخانه تاریک است و از مهر رخش روزن سفید
۲
بس که هردم مینهم بر چشم گریان نامه اتنامه ات ترسم شود آخر چو چشم من سفید
۳
گرچه گل گردد سفید از آفتاب اما ز شرمگر ترا بیند بخواهد کشت در گلشن سفید
۴
نامد از بخت سیه کاری تو کردی تیغ نازسرخ از خونم که بادا رویت ای دشمن سفید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth