خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وای که تلخ شد دوا، بر دل پرگزند مامرگ بود نه زندگی، داروی سودمند ما
۲
از دو لبت نصیب ما، ناز و عتاب میشودوه که شراب تلخ شد، از تو گلاب و قند ما
۳
عاقبت مراد ما چون همه نامرادی استچیست به یک دو جام می این همه زهرخند ما
۴
عشرت یک زمان ما محنت جاودانه شدبین که چه کار میکند طالع ارجمند ما
صفحهٔ ۱ از ۲