خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برون خرام و قدم نه رکاب زرین رانگارخانهٔ چین ساز خانهٔ زین را
۲
بپابوس تو دست از وجود خود شستمنثار، جوهر جان است ساق سیمین را
۳
چو طوطیم هوس شکّر است، با تو که گفتکه طوق گردن من ساز دست رنگین را
۴
رهین دیدهٔ شب زندهدار خویشتنمکه تلخ کرده برای تو خواب شیرین را
صفحهٔ ۱ از ۳