شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر سرچشمه کآن آرام جان زد خرگهی آنجابه عشرت با می و معشوق بنشیند مهی آنجا
۲
نه دل آگه شود کز دیدنش چون می‌شود حالمنه از غیرت توانم دید با این آگهی آنجا
۳
که میداند که چونم می‌کشد در خلوت آن بدخوچو هرگز از عزیزان نیست با من همرهی آنجا
۴
نیازی می‌کنم عَرض و برون می‌آیم از بزمشنخواهم تا قیامت ساختن ماتمگهی آنجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth