خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرضه مده به دور گل ساغر لالهگون مراکز می و گل نمیرسد فایده جز جنون مرا
۲
بود به بوی گلرخی میل دلم سوی چمنخاصه که خود نسیم گل آمده رهنمون مرا
۳
اهل صلاح را به کف ساغر شهد و شیر بهمن که خراب و عاشقم باد حواله خون مرا
۴
هر نفسم زنی به سر سنگ ملامت دگراز همه ای پری مگر یافتهای زبون مرا
صفحهٔ ۱ از ۲